الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
397
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )
مىكردند . و چون احكام اسلام بر مبناى مصالح و مفاسد واقعى است ، به همين دليل در سيستم قانونگذارى اسلام براى عقل نيز جايگاهى بازشده است » . « 1 » ب ) فلسفه و تعليل احكام از نظر دانشمندان اهل سنّت همان گونه كه در مقدّمه گفته شد ، اين مسأله مترتب بر قبول حسن و قبح ذاتى اشيا و مسأله « عدل » و « اختيار » است ، كسانى مانند « معتزله » كه حسن و قبح ذاتى را قبول دارند و طرفدار آزادى انسان هستند و همچنين قائلين به حجيّت قياس ، مسأله تعليل و فلسفه احكام را پذيرفتهاند و شديداً بر منكران آن معترضند . در مقابل آنها « اشاعره » و همچنين ظاهريّون مانند « ابن حزم اندلسى » و نيز كسانى كه قياس را حجّت نمىدانند منكر فلسفهء احكام مىباشند و بر گروه اوّل اعتراض مىكنند . جالب اينكه هر كدام از دو گروه فوق طرف مقابل خود را آن چنان مورد ملامت و سرزنش قرار مىدهد كه گاهى سر از تكفير در مىآورد ! بخشى از سخنان منكران تعليل : 1 . على بن حزم اندلسى ( م 456 ) كه يكى از ظاهريون و منكر قياس و تعليل احكام است ، بعد از نقل داستان خروج « حضرت آدم » از بهشت كه در آيات 19 تا 23 سورهء اعراف مطرح شده است و نيز بعد از نقل آيهء 12 سورهء اعراف : « أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ » چنين مىگويد : « خطاى آدم از دو جهت بود : يكى اينكه نهى الهى را حمل بر وجوب نكرد . دوم اين كه سخن ابليس را دربارهء تعليل و فلسفهء نهى از خوردن آن درخت پذيرفت . بنابراين روشن است كه مسألهء تعليل افعال و اوامر خداوند گناه است و اوّلين گناهى كه در جهان خلقت تحقق يافت و نخستين معصيت الهى انجام گرفت همان مسألهء « قياس » است و مؤسّس آن نيز ابليس مىباشد كه در مقام سجده بر آدم به سراغ قياس رفت و گفت : من از آدم بهترم زيرا ابليس از آتش و آدم از خاك آفريده شده است » . آنگاه مىافزايد : « بنابراين صحيح است كه گفته شود : قياس و تعليل احكام ، دين ابليس بوده ، و مخالف دين خداوند متعال است و ما از مسألهء قياس در دين خدا و اثبات تعليل در احكام شريعت تبرّى مىجوييم » . « 2 » و در جاى ديگر بعد از نقل دليل عمدهء قائلين به تعليل ( البتّه به نظر ابن حزم ) كه مىگويند : « هيچ عاقل و حكيمى كارى را بدون هدف و غرض صحيح انجام نمىدهد ، به خلاف سفيه كه كار او بدون علّت و هدف است » در پاسخ آنها چنين مىگويد : « اينها خدا را با خود مقايسه كردهاند و گفتهاند : خداوند هر كارى را انجام دهد به خاطر رعايت
--> ( 1 ) . اسلام و مقتضيات زمان ، ج 2 ، ص 29 - 28 . ( 2 ) . الإحكام فى اصول الأحكام ، ج 8 ، ص 574 .